محمد مفيد مستوفى بافقى
196
جامع مفيدى ( فارسى )
در اول بهار سنهء اربع و ستين و الف موافق يونتئيل تركى كه جمشيد گردون سرير خورشيد از شرفسراى ناهيد نهضت نموده سايهء وصول بر منازل حمل انداخت و سلطان بهار با لشكر سبزه و رياحين حدود و اطراف حدايق و بساتين را مخيم نزول ساخت ، شعر : چهار سوى چمن لشكر بهار گرفت * بنفشه رنگ و سمن بوى و گل نگار گرفت صبا نقاب رياحين مشك بيز گشاد * درخت مروحهء شاخ سيم بار گرفت به آن بلدهء فردوسمانند خراميد و بساط امنوامان بر روى روزگار صغار و كبار گشوده به دانهء درم و دينار و خلق و احسان مرغ دل همگنان را در دام درآورد ، بيت : به روزگار همايون او محقق شد * كه چيست معنى لفظ مكارم الاخلاق وزير نيكو ضمير همواره خيال همنشينى و مجالست اهل طبع [ 163 ب ] و اصحاب فضل بر لوح خاطر مىنگاشت و چون به شرب شراب روحافزا و مصاحبت ماهرويان ناهيد سيما شعف تمام داشت در باغات روحافزا و قصور بهشت بنا جشنها مىآراست كه زهرهء رامشگر از نظارهء آن ساز حيرت نواخته به اداى اين نوا مترنم مىگشت ، شعر : اين چه بزمست مگر گلشن كامست اينجا * خضر در آرزوى جرعهء جامست اينجا نغمهء ساز سعادت طربافزا شبوروز * گردش ساغر انعام مدامست اينجا نعمت آماده و اسباب طرب جمع شده « 1 » * مجلس خاص و طربخانهء عامست اينجا
--> ( 1 ) - نسخهء موزهء بريتانيا : طربافزا شبوروز ؛ تصحيح از روى نسخهء كتابخانهء مسجد جامع يزدست .